زیر بارون راه نرفتی ...
تا بفهمی ، من چی می گم !!!
تو ندیدی اون نگاه و ،
تا بفهمی از کی می گم !!!
چشمای اون زیر بارون ...
سر پناه امن من بود !!!
سایه بون دنج پلکاش ،
جای خوب گم شدن بود !!!
تنها شب مونده و بارون ...
همه ی سهم من این بود !!!
تو پرنده بودی ، من سرو ،
ریشه هام توی زمین بود !!!
اگه اونو دیده بودی ...
با من این شعر رو می خوندی !!!
رو به شب داد می کشیدی :
عزیزم ! چرا نموندی ؟؟؟
حالا زیر چتر بارون ...
بی تو ، خیس خیس خیسم !!!
زیر رگبار گلایه ،
دارم از تو ... می نویسم !!!
بازم همین ....