تبليغاتX
ورق های تنهایی من
سه شنبه 16 مرداد1386
از نظرت کجا رود ... ور برود تو همرهی ...
رفت و رها نمی کنی ... آمد و ره نمی دهی ...



تو ، با منی ...
از قبل های نمی دونم تا کجا ...
و تا کجاهای نمی دونم از کی !!!
+ 15:37 نیکو.
جمعه 12 مرداد1386
چشم که باز می کنم ...
قهوه ایه اتاق ... سفیدی می زنه ...
چشمام و می بندم و باز ...
می رم دنبال کلماتی که ...
رفتن تا شعر باشن ...
کدومشون به تو نزدیک ترن ؟؟؟؟
تا خواب منو تعبیر و ...
اتاق رو سبز و ...
پنجره رو صورتی و ...
یلدا رو سحر کنه ؟ !!!
+ 23:56 نیکو.