تبليغاتX
ورق های تنهایی من
چهارشنبه 26 اردیبهشت1386
فرصت بود ...
برای بوسیدن ...
نو شدن ...
ثبت لحظه ای که می گذشت ...

اما ...
تو
نیامده بودی ...

شبیه
ه
ی
چ
شدم !!!
+ 23:30 نیکو.
جمعه 21 اردیبهشت1386





اصلآ در این شکی نیست ...
که من خیلی کوچک کوچک کوچکم ...
اما نمی دونم تنهاییم از کجا آب می خوره که حتی گوشه ای از اونو ....
هیچکدوم از این آدم های بزرگ بزرگ بزرگ
پر نمی کنن !!!

دوشنبه 17 اردیبهشت1386
الهی از من آ هی و از تو نگاهی ....


خوبی بچگی اینه که آدم کمتر می فهمه ...
آدم هر چی بیشتر بدونه ... بیشتر زجر می کشه ...
دلم عا لم بچگی رو می خواد ...
یه عالمه خستم ...
همین ...
چهارشنبه 12 اردیبهشت1386
این بودن ...
اما نبودن تو ، خسته ام می کند ....
این بودن ...
اما نبودن تو ، خنده هایم را دزدیده و آرزوهایم را پرپر کرده ...
این بودن ...
اما نبودن تو ، مرا به بغضی نا تمام رسانده ....
باشد ... باشد ...
دیگر هیچ نمی گویم ...
اما خودت بهتر می دانی ...
این بودن ...
اما نبودن تو ... چه آتشی می زند بر جانم ...
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشتن من یه بهانست ....
اما این بهونه هم ....
پنجشنبه 6 اردیبهشت1386
خاکستری تر از همیشه می خوابم ...
شاید تو ...
به سراغ تنهایی هام ...
بیای ...
با یه خاطره ی محو ...
شاید ...

نمی دونم ... همین ...